|
| به نام آنکه اشک را آفريد تا ... سرزمين وداع ... آتش نگيرد |
|
شبی که بال کبوتر در آسمان گم شد مجال گریه ز چشم آسمان گم شد نشان سرخ تو را از نسیم پرسیدم سکوت کرد و در آغوش ارغوان گم شد به قصد صید پلنگان در آسمان ماندم شبی که ماه ترک خورد و ناگهان گم شد همین قدر گله دارم که بی خبر گم شد به غیر تو ،گل پرپر،کسی چنان گم شد؟ در این زمین پر از هیچ با که باید گفت تمام دغدغه اینست ،سهممان گم شد چهار فصل من آری ز بوی تو لبریز و نام تو،گل نازم در این زمان گم شد حضور سبز تو را من دوباره می خوانم اگرچه دست نیازم در آسمان گم شد اما این وسط عشق من نسبت به تو گم نشد
|
|
+
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 0:52 قبل از ظهر توسط EBI |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان
خيلي خوشحالم كه اين لينك رو براي ديدن انتخاب كرديد . ×××××××××××× سكوت مي كنم سكوتم رضايت نيست حجمي بزرگ از فرياد است كه بستري براي حضور نيافته ××××××××××××× مهر دل ما مدام تقديم شما عمري که شود به کام تقديم شما پيدا نشد آن هديه که در شأن شماست يک باغ گل سلام تقديم شما |